تجربه زیسته 1: من بعد از خوندن کتاب فهمیدم آدم ها چقدر متفاوتند. اول زبان عشق خودم رو پیدا کردم و فهمیدم که چرا نمی تونم از بعضی ها محبت دریافت کنم و ممکنه طرف مقابلم کاملا متفاوت از من باشه.​​​​​​​

تجربه زیسته 2: چون خودم با سورپرایز شدن خوشحال می شدم، تلاشم رو می کردم که برای آدم ها هم همین جوری باشم ولی متوجه شدم بعضی آدم ها سورپرایز کردن وارد حریمشون شدن معنی می ده و دوست نددارن. نیاز به در آغوش کشیده شدن، ماچ شدن زیاد و بوسیده شدن با توجه افراد مختلف فرق می کنه.​​​​​​​

تجربه زیسته3: بعد از خوندن این کتاب متوجه شدم که چرا وقتی با همسرم دوتایی می ریم بیرون بدون بچه ها من اینقدر حالم خوب می شه. زبان عشق من اختصاص وقت با کیفیت هست و از اون جا بود که دیگه این برنامه رو گذاشتم تو روتین زندگیم.​​​​​​​

تجربه زیسته4: وقتی زبان عشق خودم رو متوجه شدم دیدم من کلام تایید آمیز زبان عشقمه و برای همین دوست دارم باهام صحبت کنن و تو چشام نگاه کنن موقع صحبت.​​​​​​​